خاورمیانه نفت خیز و کاهش قدرت اجتناب ناپذیر آن – MercoPress

خاورمیانه نفت خیز و کاهش قدرت اجتناب ناپذیر آن

دوشنبه ، 30 نوامبر 2020 – 09:34 UTC


درآمد نفتی تولیدکنندگان عرب بیش از دو سوم کاهش یافته است ، از 1 تریلیون دلار در سال 2012 به 300 میلیارد دلار در سال جاری ، و هرگز دوباره افزایش نخواهد یافت.
دیدار
دیدار “بی معنی” بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل با محمد بن سلمان ولیعهد سعود و مایک پمپئو وزیر امور خارجه.

توسط گوین دایر – تنها مقامات حاضر در این کشور آمریکایی و سعودی بودند. نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو واقعاً به عربستان سعودی پرواز کرد تا ساعاتی را با محمد بن سلمان ولیعهد و مایک پمپئو وزیر امور خارجه سپری کند.

این دانش را مدیون آن منبع ضروری روزنامه نگاری ، وب سایت های ردیابی پرواز هستیم. آنها فاش کردند که هواپیمای خصوصی نتانیاهو معمولاً برای بازدیدهای مخفی خارج از کشور روز یکشنبه از تل آویو حرکت می کند و به نئوم در عربستان سعودی پرواز می کند و سه ساعت و نیم بعد برای پرواز برگشت پرواز می کند.

روزگاری این خبرها در سراسر جهان خبرساز بوده است. super ابرقدرت و ثروتمند نفتی عربستان سعودی با رهبر اسرائیل درگیر می شوند تا خاور میانه را تراش دهند ’یا چیزی در این راستا. در حالی که امروز این “اجلاس” ، اگر بتوانید آن را چنین بنامید ، به سختی مورد توجه قرار می گیرد.

نتانیاهو واقعاً جنگیده است ، اما این اتهامات فساد مالی است که او می جنگد ، نه یک دشمن خارجی. پمپئو سیاستمداری است که به زودی بیکار می شود و CV خود را برای نامزدی سناتورها در سال 2022 یا نامزدی ریاست جمهوری جمهوری خواه در سال 2024 جلب می کند. شاهزاده محمد بن سلمان هنوز هم به طور موثر دیکتاتور عربستان سعودی است ، اما این دیگر یخ ها را برش نمی دهد بقیه دنیا جلسه بی معنی بود.

برخی از این سقوط های مربوط موقت است. نتانیاهو سرانجام به زندان می افتد یا بازنشسته می شود ، اما اسرائیل همچنان ابرقدرت کوتوله ای است که خاورمیانه را به لحاظ نظامی تسلیم می کند.

پمپئو و کارفرمای او به زودی از دفتر خارج می شوند و ایالات متحده حداقل برای مدتی برخی از موقعیت های سابق خود را به عنوان “رهبر جهان” بازیابی خواهد کرد.

اما عربستان سعودی هرگز به عنوان تحریک کننده و لرزان باز نخواهد گشت. کاهش دائمی است ، زیرا “نفت خیز” عبارتی است که قرار است به همان اندازه “نسخه کربن” منسوخ شود. درآمد نفت تولیدکنندگان عرب بیش از دو سوم کاهش یافته است ، از 1 تریلیون دلار آمریکا در سال 2012 به فقط 300 میلیارد دلار در سال جاری ، و هرگز دوباره افزایش نخواهد یافت.

این کاهش تاکنون بیشتر به دلیل افت شدید قیمت نفت بوده است – تقاضا به طور مداوم افزایش یافت اما تولید نفت با سرعت بیشتری افزایش می یابد – اما اکنون سقوط مطلق تقاضا نیز رو به افزایش است.

با عمیق شدن وضعیت اضطراری آب و هوا ، وسایل نقلیه موتوری (که نیمی از کل استفاده از روغن در جهان را تشکیل می دهند) در عوض به برق می روند. انگلیس و فرانسه اکنون متعهد شده اند كه تا سال 2030 به تمام فروش اتومبیل های جدید با موتورهای احتراق داخلی خاتمه دهند ، این بدان معناست كه در عمل پس از سال 2025 هیچ كسی خودروی جدیدی با سوخت نفتی خریداری نمی كند.

بنابراین برای کشوری مانند عربستان سعودی که چهار پنجم بودجه دولت از محل درآمدهای نفتی تأمین می شود ، چه اتفاقی می افتد؟ قطعاً بودجه کاهش هم اکنون رخ می دهد ، اما درآمد همچنان ادامه خواهد داشت. علاوه بر این ، جمعیت تقریباً در تمام کشورهای تولید کننده نفت خلیج فارس هنوز به سرعت در حال رشد است.

در برهه ای از زمان ، این دو خط روی نمودار به صورت بی ثبات کننده سیاسی تلاقی می کنند. اگر عربستان سعودی و کشورهای کوچکتر نفت خلیج فارس ، صرفاً برای محافظت از خود در برابر ایران ، مبالغ زیادی را صرف خرید سلاح کنند ، خطوط کمی زودتر قطع می شوند ، اما در هر صورت ، این فقط یک مسئله زمان است.

ثبات خارق العاده این کشورها – حتی یک تغییر رژیم در شش سلطنت “نفت خیز” شبه جزیره عربستان در پنجاه سال گذشته – کاملاً مبتنی بر توانایی حاکمان سنتی در خرید رضایت اتباع خود نبوده است. . با رفتن ثروت ، ثبات نیز کاهش می یابد.

شبه جزیره عربستان فقط دو بار در تاریخ جهان مرکز اصلی قدرت بوده است: یک بار در 632-661 م. ، پس از آن پایتخت امپراتوری اولیه اسلامی به دمشق منتقل شد ، و یک بار نیز از 1973 به امروز – اما نه برای مدت طولانی تر .

حتی وحدت خود عربستان سعودی نیز که کمتر از یک قرن پیش به زور تحمیل شد ، ممکن است از این انتقال دوام نیاورد. مراکز قدرت مسلط خاورمیانه پس از نفت دقیقاً همان مکانی خواهند بود که در طول هزار سال گذشته بوده اند: ترکیه ، ایران و مصر. و در هیچ هزار هزار سال گذشته هیچ دو از این سه قدرت قادر به همکاری طولانی نبوده اند.

آنها برخی از موارد مشترک را دارند: اسلام (اگرچه در دو نسخه متفاوت و به طور کلی خصمانه است) ، اقتصادهای نسبتاً مدرن و نیمه صنعتی (بیشتر ترکیه ، حداقل مصر) و هر کدام حدود 100 میلیون نفر.

اما آنها از نظر زبان (ترکی ، عربی و فارسی هیچ چیز مشترک دیگری ندارند جز واژه های وام) ، مسافت (پایتخت ها بیش از 2000 کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند) و تاریخ و سیاست تقسیم می شوند. مصر گهگاه توسط یکی از دو نفر دیگر فتح می شد ، اما این همکاری به حساب نمی آید.

بنابراین ممکن است ادعا شود که “خاورمیانه” خود به عنوان یک مفهوم معنی دار در شرف ناپدید شدن است. واقعا ضرر بزرگی نیست.